4/4/1390

شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰

صبح نماز استراحت و بعد راحی شدم .بانک و کار بانکی.

راهی خانه شدم و کار .محمد جواد هم رفت خونه و  سعی کرد که کامژیوتر آن جا را راه بیندازد و بعد هم من شب با صدرا و یوسف رفتیم وتور سواری و این تنها کاری بود که می شد کرد .

شکر شب خونه و حسابی کار کردم .محمد یوسف هم خسته بود خوابید .

 

اسلایدر