جمعه
نماز و بعد استراحت بعد نماز و دعای روز جمعه و حمام و صبحانه و راهی شدم شکر کت وشلوار و چفیه .شب گزشته هم مادر یوسف برای پدرم حلوا پخت رفتیم با محمد یوسف امامزاده خیرات کردیم و بعد مارش آمد چرخی زدیم و بعد خانه .محمد یوسف هم آمد با امیر صدرا بازی می کردن...شکر.
به مادرم زنگ زدم سراغ پول خواهرم را گرفت!
محمد جواد رفت دانشگاه ولی من دیوانه شدم عصاب نمی زارن بیست دقیقه سشوار می کشید بابا ما هم جوان بودیم.کره خر...
امیر صدرا و محمد یوسف از درو دیوار ماشالله بالا رفتن من پشت میز کارم چرت می زدم بی شرفها آمدن به من خندیدن...
فر هاد یاور زاده زنگ زد که انگشتر را بگیرد و مثل بچه ها رفت در خونه و گرفت خدا کند باش آمد داشته باشد.انشالله.
شکر...
امروز اول محرم است و باید در بر نامه کارم بازدید از هیئت ها را هم قرار بدم .
شب خیلی دلم گرفته بود یاد دوستان شهیدم افتادم از آوینی تا همت از فرخی تا طهماسبی و ...خدایا چقدر نفس کشیدن برایم سخت است در این هوای آلوره ...

نوشته روی پرچما حسین غریب فاطمه
چشمای خیس عاشقا داد میزنه محرمه
تا، روضه زهراست/ تو سینههامون/ هدیه زهراست/ پیرهن سیامون
چه خوبه تو حسینیه/ نماز گریه هامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون
(وای غریب مادر)
از بچگی تو هیئتا عشقتو یادمون دادن
با روضههای کربلا راهو به ما نشون دادن
شد، نام قشنگت/ ورد لب ما/ روضه عباس/ مشق شب ما
هنوز محرم که میاد/ پر میکشه دلامون
دعا کنین امضا بشه/ برات کربلامون
( وای غریب مادر)
نمک نداره سال ما اگه محرم نباشه
اگه محرم نباشه میخوام که عالم نباشه
تا، نگاه ارباب/ ما رو نشون کرد/ روضه اصغر/ بزرگمون کرد
دعا کنین که فاطمه دعا کنه برامون
دعا کنین امضا بشه برات کربلامون
(باز محرم اومد)
