18/8/1391
پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱پنج شنبه
نماز و استراحت بعد هم کار و کار...مسعودی آمد و راهی شدیم به همراه بچه ها رفتیم نمایشگاه عطر سیب و شکر خدا...
در مسیر مطالب و عکسها را دادم به مسعود بابا جان و بعد نمایشگاه...
غروب خانه خواهرم و دیدن مادرم و بعد راهی شدیم خانه و خونه و بعد باز خانه و بعد هم خونه...شکر...
