30/8/1391

سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱

سه شنبه

نماز و بعد استراحت و بعد حمام و راهی شدیم من و پرمه با هم بودیم.بارش باران و بعد رسیدیم به نمایشگاه بسیج و بازدید خوب بود کلی دوست تازه پیدا کردیم خانم ده کردی هم بود و بعد مصاحبه در خصوص خدمات بسیج بخصوص بسیج هنرمندان.سردار یازرلو هم بود و بعد رفتیم ارشاد سینمایی با کلی چک و چونه همی گروه را راهی کردیم رفت برای حراست شکر .فرستی شد تا با آقای سجادی هم حرف بزنم و در خصوص سینمای فعلی کشور حرف بزنیم .

بعد راهی شدم دیر شدهبود رفتیم تالار وحدت و انتخابات  .من که می دونستم چی میشه اسم دکتر انتظامی را نوشتم دادم هوشمند و به خود دکتر هم  عرض خسته نباشید گفتم و هم عرض تبریک و راهی شدم جالب بود احمد حلت می گفت دکتر جان خودت با وزو دارم اسم شما را می نویسم.

نهار را بیرون خوردیم و بعد خانه و نماز و استراحت و بعد هم کار . با حسن خانساری در خصوص بازدید از نمایشگاه حرف زدم و کمکش کردم که بر نامه های موسسه سینماییش را انجام بده...شکر.

 

 

اسلایدر