7/4/1390
سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰نماز و کار .
رفتیم انگشت نگاریو بعد خانه و کار و بعد هم باز بیرون گرما و شکر.مادرم را رساندم دکتر وبعد خونه یوسف را برد کلاس و بعد باز مادرم را بردم میدان خرید و خانه محمد یوسف و امیر صدرا بازی و شادی شکر.
خوشنود آمد و چکی به مبلغ ۳۰۰۰۰۰۰ آورد و بعد رفت من هم راهی شدم .
خونه و کار .
خیلی با محمد جواد و فاطمه حرف زدم .خاطراتی از پدرم.
شب خونه.
