10/4/1390

جمعه دهم تیر ۱۳۹۰

نماز و استراحت و بعد دعا و چی بگم مادرم که هم خودش را و هم من را یا بهتر بگو یم همی ما را ناراحت کرد.خدایا خودت کمک کن.

بی شک مادرم مقصر نبود دلش گرفته بود و برای همین  درد دل می کرد اما فائزه مردش نبود که فقط شنونده باشد .

نماز در امامزاده و نهار در خانه و عصر هم تیموری آمد و همین ...

شب هم خونه خواهرم آمد و مادرم را برد با بچه هاش.

 

 

اسلایدر