29/4/1390
چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰بیست و نهمین روز از اولین ماه تابستان با نماز و استراحت شروع شد . دوسه بار در خواب ژهایم گرفت و از درد بیدار شدم .
راهی شدم گپی و بعد تبلیغات اسلامی کسی نبود با دوست تازم که دفتر داره حرف زدم نتیجه نداشت یعنی شاید نتیجه نداشت گویا تشکیلاتی برای کار های محیط زیست هستند. بعد ستاد و دیدار با روزبهانی و دیدن حاج آقا محسنی و دکتر کلانتری و بعد راهی خانه شدم و استراحت و کار .
دیروز آیت لاهی زنگ زد که بیا مدرسه کار کنیم و جالب اینکه خانم علی اسگری هم زنگ زده بود . مهدی خوشنود هم آمد که گویا تقلب شده و آزمون ها سئولاش لورفته گفتم حق تون همینه زرنگ بازی و پدرسوختگی نتیجش همینه سالم باشید درست میشه .
باید صد هزارتومان بدم سید برای بیمه .
راهی شدم ...به طرف خونه و کارام.
