19/6/1390

شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۰

شنبه

صبح نماز و بعد استراحت حالم خوب نبود .دارم دوری نقاحت این سرما خوردگی را  می گزرانم .

بعد راهی شدم .هفت تیر و رساندن بچه ها و بعد هم چاپخانه و انتظار برای چاپ مجله شکر خدا چاپ شد اما یک غلط طراحی داشت و ناراحت شدم .چاری نبود .

را هی خانه شدم نهار سه بعد از ظهر خوردم و خوابیدم .

صبح بعد از نماز خواب مهندس موسوی را دیده بودم ناراحت بود برای همین عصر بهش زنگ زدم گفت تا حالا چند خبر ناراحت کننده شنیده بود و...

 حالم زیاد خوش نیست . شکر این جریان پول ها هم حسابی ناراحتم کرده  تا خدا چه می خواهد .

 

اسلایدر