29/6/1390
سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۰سه شنبه
نماز واستراحت وبعد راهی شد .ساختان پسیان وکلاس نبود رفتم سپاه شمیرانات و شکر خدا خوب بود...گر چه هیچ یک از دوستانم مثل جمارانی و یا دولتی نبودن اما دوستان تازه ای مثل ققلامی در واحد خدمات بسیج و صدف ساز در فر هنگی و عباس زاده در عقیدتی سیاسی پیداکردم ..
بعد ساختمان پسیان و دیدار با آقای علیرضا راحب دوست ادریس که برای تیم تراکتور سازی اسپانسر می خواست و خانم قر قوزلو و حسن خانساری ملاقات کردم حسن می خواصت عکس خودش و همسرش روی جلد مجله بخوره و بعد خانه .
رفتار زشت یکی از داوطلبان ساختمان ناراحتم کرد ولی چاری نبود بی خیال... خدا بزرگه.
شب با مادرم کمی حرف زدم آرام شدم.
شب خونه...
