24/8/1390
سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰سه شنبه
نماز و راهی شدیم...به مادرم سری زدیم و خرید و بازار گردی . عصر هم خانه و نادر ممتاز به همراه محمدی و دوستش فلحی آمدن مجلس دوستانه ای بود زدند و خواندن و شاد بودیم .
محمودآشتیانی پور هم آمدو راجه به کلاسش حرف زد و ۵۰ هزار تومان هم داد...
شب خونه...
