30/8/1390

دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰

دوشنبه

صبح زود بیدار شدم و لی محمد جواد با من نیامد .  بانک کشاورزی به حساب شرکت مائده ۵/۱ ریختم . و ...من راهی شدم سازمان هلال احمر استان تهران نقیبی با مسئول سازمان شهر تهران جلسه داشت مجله و شمار تلفنتعدادی از هنرمندان را دادم وبعد را شدم خانم صادقی داوطلبان کشور نبود با خواهرش حرف زدم و بعد خانه هنرمندان مدارک و اساسنامه کانون هنر مندان را به سفارش حسن ضرغامی دادم به آقای غلام رضا نجفی مدیر اجرائی خانه هنرمندان . گرچه اولین برخوردمان بود ولی خیلی خوشش آمد پزیرایی و ساعتی گپ دوستانه از هر دری از محمد نوری زاد گرفته تا فرج الله سلهشور. به پیشنهاد وی قرار شد با سرسنگی مسئول خانه هنرمندان ملاقاتی داشته باشم .

باران گرفته بود ناچار چند برنامه خود را کنسل کردم و یک راست رفتم به دیدن محمد رضا پور . او هم در خیابان ولی عصر کوچه حسن ... دفتری برای خودش درست کرده بود دفتری که کار فیلم کند ... گویا دوفیلم هم دستیار تهیه کننده بوده . بگزریم . کلی حرف زدیم .او که در زمان هاشمی رف زنجانی مسئول سمئی و بصری بود این آخرا رئیس دفتر بود و بعد هم بازنشسته شده بود . ودر سایه همسرش خانم اصلانی ریاست.... روزگار می گزراند...

راهی شدم دیدن همشمند  در فرهنگ سرای رسانه . او هم بعد از  تعاونی مطبوعات با مهدی که روزی معاون اجرایی مطبوعات کشور بود کلینیک رسانه را راه انداخته بودن . متاسفانه او هم مانند قالب مسئولین نمی دانس چه می کند .حتی اگر هم دوست داشت نمی دانست . جریان  برگزاری  همایش حقوق دانان و مطبوعاتیان را به او گفتم و بسیار خوشش آمد قرار شد راه بیندازیمش . قصمتی دیگر از برنامه های خودم را که برگزاری کلاس های آموزشی و سمینار بود به او گفتم و همین طور بحث  پخش مطبوعات را مطرح کردم . چراکه بسیار مهم است . راجه به حمایت از مطبوعات نوپا هم  برام جزاب بود گفتم و قرار شد بیشتر برم کمکشان کنم . راهی شدم .

خدای من بعد از مرزداران چنان تگرگی گرفت که ناچار رفتم زیر سقف یک پارکینگ و موش آب کشیده شدم . پارکینگ یک آژانس مسکن بود دعوت کردن رفتم داخل خیلی زود دوست شدیم سه سرهنگ بازنشسته که آژانس زده بودن کلی حرف زدیم .و بعد راهی شدم .جفت گوشی هام از کار افتاده بودن... یک راست خونه و حمام ... خیس خالی بودم .

شکر ... این هم یک روز پائیزی در  سال ۱۳۹۰

 

اسلایدر