10/9/1390

پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰

پنج شنبه

نماز و استراحت و بعد مسعودی زنگ زد رفتیم بوستان  پونک و با آقای مهندس توحیدی پور حرف زدیم و در خصوص سفر به اروپا و یا تور های  ویژه گفتهگو کردیم.

نهر خانه و کار .مسعود باباجان با دوست دخترش آمد ملیه اسمش بود ساده و آرام بود . محمد جواد میز و کمد را آورد . ۵۰ دادم مسعود و بیست هم آوردن کمد و میز آب خورد . راستی مهتابی هم خریدم.

 دیگه همین . یه چیزایی هم نوشتم...

 

اسلایدر