12/9/1390

شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰

شنبه

صبح نماز و دعا  و کمی هم کار با اینتر نت . خودم را به محمد جواد رساندم  چیزی حدود نیم ساعت طول کشید که بیاید در این فاصله آقای پرتویان در خصوص درختان بریده حیاط حرف زد و همین طور ساخت و ساز خانه...

بعد از رساندن محمد جواد رفتم دفتر فر هنگ سرای طبرستان و آنجا با تیموری بودم که آقای پر مه آمد در خصوص سفر به ارو پا - مجله ورزشی و سایت حرف زدیم و بعد استاد فر هاد شریفیان در خصوص کلاس و کار...  به او هم مثل تیموری کارت خبر نگاری دادم .شب هم خانه و آمدن خشنود به همراه آزاد  کارت  آزاد را هم دادم.و بعد جعفر بهیله خراسانی برای کار خبر نگاریش .

محمد جواد رفت و ۱۱ آمد به او گفتم این رسم انسانیت و ... نیست .خیلی دلم گرفته...

شب خونه و شکر  اصلاً حال نداشتم . گو یا مادرم هم قند خونش بال رفته و باید بعد از تعطیلات بستری شود در بیمارستان.شکر!

 

 

اسلایدر