13/9/1390
یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰یک شنبه
صبح نماز و استراحت بیدار شد حمام و بعد محد جواد زنگ زد که امروز نمیرم مدرسه . راهی شدم چاپ خانه و بعد لیتو گرافی دیدن آفای صفری و درست کردن مجله و بعد باز چاپ خانه و بانک به حساب کارت بانک مرتضی حسن علی بیست هزار تومان ریختم .شاید برای بعد این بهتر است.
خانه هوا سرد بود بخصوص روی موتور سکلت ...
دلم خیلی گرفته .دولت مقدس جمهوری اسلامی ایران هم با رعی قاطع نمایندگان منتخب مردم شریف و نجیب ایران در صحن علنی مجلس به قید چند فوریت روز چهار شنبه را هم تعطیل علام کردند و چون پنج شنبه هم تعطیل است و جمعه هم همین طور پس دمش گرم .گور پدر کسای که شغل آزاد دارند و حقوق کارگر هم میدن و یا تعهد کاری داند و ال آخر...
عصر هم با آقای تیموری راهی دفتر خواهر شدیم و راجه به کار ها حرف زدیم ..
شب خانه . مراسم سینه زنی و ......
شب خونه.شکر.
