24/1
چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰سازمان ساماندهی انجمن های مردم نهاد زیر نظر شهر داری تهران بر تبق ماده ۴۴ درست شده و سر پرست آن آقای محمد جواد روزبهانی است اورا از وقتی سرگرد بود و در نمایشگاه بینل مللی کار می کرد می شناختم . بعد ها هم مسئول امور سینمائی نیروی انتظامی شده بود .ایشان مثل سرد ار طلاعی باز نشسته شده بود و به شهر داری آمده بود این روز ها همه یه یجوری قبلاْ نظامی بودن حتی خود من . بگذریم دوست و مشاورش هم بود آقای شهلائی ما همانجا داخل حیات خاقانی نشستیم و حرف زدیم خدا را شکر پیش ما چیزی برای گفتن نداشتن و من حرف زدم بعد از چند دقیقه سر دار طلاعی هم آمد سرهنگ روز بهانی بلند شد و من را معرفی کرد و گفت ایشان قرار است سئول مجله و روابت عمومی ما هم شود . من سری تکان دادم نمی دانستم چی بگم و بعد چند مجله به سر دار طلاعی دادم شکر . همان موقع جلسه ای برای کار گروه کار آفرینان هم بود که ما شرکت کردیم و من بعد از صحبت های روزبهانی در خصوص کار برای زندانیان من از انجیل جمله ای را گفتم که در خصوص چوپانی بود که ۱۰۰ گوسفند داشت و یکی گم می شود حالا او می رود و دنبال آن می گردد .
جلسه خوبی بود بختیاری صاحب آیسپک هم بود و هی می گفت باید برند راه بندازیم برند خانگی و آنقدرگفت: برند که من یاد دوست قدیمی سید تقوی افتادم که سر بازی والی بال هی می گفت : ارنج تیم ارنج تیم و خلاسه ما بازی را هم باخته بودیم ولی باز می گفت اگه ارنج تیم رعایت می شد ما نمی باختیم.
بگزریم راهی شدم و به خانه آمدم مترو دیگه حال راه رفتن نداشتم.
خانه و استراحت . افسانه گیر داده بود برای شام و نهار بچه ها که بچه ها چرا غذا می خورند و ... دلم گرفت دل را زدم به دریا گفتم هر چی میخواین بگو بیارند خدا بزرگ است .
