18/9/1390

جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰

جمعه

نماز حمام صبحانه  و راهی شد  امازاده دیدن آقای امینی و صحبت در باری قرار امروز و ولی زاده که کنسل کرده بود...

نماز و ساعت ۲ خانه... خواهرم با بچه ها رفه بود.

من هم خوابیدم عصر دیدم مادرم بالای سرم خوابیده و بعد کار و   خانم قراقوزلو آمد و لوح ها را بردوبعد خونه...

 

اسلایدر