29/9/1390
سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰سه شنبه
نماز و دعا قبل از حمام و راهی شدم محمد جواد را رساندم و بعد بانک ملت باز کارت سوخته بود گفتن ده روز دیگه حاضر میشه و بعد سازمان تبلیقات اسلامی و درخواست اساسنامه مهر شده و بعد هم راهی شدم دیدن دوست قدیمیم محمد فرشچی ... گفتیم و خندیدیم از هر دری و تجاربی شنیدنی تا سه که همایون پاینده هم آمد و بعد باز حرف تا هشت شب که راهی خانه شدم و بعد خونه .شکر...
