30 /1/1390
سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰صبح نماز استراحت و بعد راهی شدم کتابخانه ملی شکر خدا عضو شدم به شماره ۹۸۹۳۸ و بعد هم فیپا و دستور وارد شدن و کد برای چاپ کتاب و راهی شدم .روزنامه اطلاعات آرشیو و شکر خدا پیدا کردم درست حدث زده بودم اسفند ۱۳۷۰ و ۲۵ بود اسم داستان من که بود چقد از عید بدم میاد عوض شده بود یادم نبود با نام لباس عید سال بعد به چاپ رسیده بود روزنامه اطلاعات ده رمضان و ۱۵ مارس نا چار شدم داستان را بنویسم با نام ج-ص- آباده به چاپ رسیده بود در صفحه ی جوانه های اندیشه . چند بار بغضم گرفت و دلم یاد آن روز ها و خیلی چیز های دیگر افتاد . خانم فر هانی و آقای تقی زاده کمک کردن تا مطلب را پیدا کنم و بعد هم مطلب و روزنامه سال ۱۳۴۶ و روز بیست یک آذر ما برام جالب بود . عکس گرفتم یک نکته بسیار جالب مقاله ای که دنبالش می گشتم درست در دهم رمضان ماه ۱۳۷۰ به چاپ رسیده بود و من هم در ده رمضان ماه ۱۳۴۶ متولد شدم امروز سه شنبه بود و ن روز سه شنبه تولد شده ام !
بگزریم یک کتاب هم خریدم راجعه به جاسوسان سهیونیست بود . یک کتاب هم کار گرفتم راجع به نوروز بود .
گاندی و خرید کفش شکر خدا و بعد خونه و بعد هم کلاس موسیقی برای یوسف و بعد گفت گو با آنها
شب خو نه شکر خدا .
