8/1/1391
سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱سه شنبه
نماز و استراحت و کار.عمو پورنگ .اوردک تک تک ،تک تک اوردک ، تک اوردک ... مسعودی آمد و حرف زدیم بعد هم راهی شدیم نم نم به طرف شاه عبدل عزیم .نماز و نهار و خرید و شوخی و خنده .شکر رفتیم خانه خواهرم وبعد یاز بازار گردی باخانواده ای به نام سر وری آشنا شدم از آنها برای مجله عکس گرفتم و بعد هم خانه خواهرم از این دست دوم فروشی ها هم باز دیدین کردیم.شب خانه خواهرم کیک گرفتم و برای مادرم و محمد یوسف تولد گرفتیم و خندیدیم. شکر.
