22/1/1391
سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱سه شنبه
نماز و کار و بعد را هی شدم.در مسیر محمد جواد را دیدم و بر دمش مدرسه . بعد را هی شدم ارشاد مطبوعات .معاونت مطبوعات خارجی و رسانه های خارجی .شکر خدا نامه در خصوص ساخت فیلم وطنم بسیار خوب بود . ن رافتم طبقه پایین و با دوستان از جمله آقای خدون و گفت و گو با او . دنبال کارا بودم .حبیبی را هم دیدم. و بعد قسمت حمایت . بعد هم دایر ه خبر نگاران شکر خدا امسال هم هیچ یک از بچه های خبر نگار مجله ما از هدیه ریاست محترم جمهمری بر خوردار نشدن!
رفتم پیش آخوندی و گپی زدیم در خصوص طرح ترافیک ها و بعد هم رفتم خیابان سی تیر و وزارت امور خارجه دیدن آقای رامندی . نامه را دادم و رفتم ستاد سامان دهی نماز و جلسه رسانه ها قبلش با لطفی در خصوص کار آفرینی حرف زدیم . بعد هم جلسه رسانه . حرف و حرف . کمی سر به سر آقای ابراهیمی گزاشتم فکر نمی کردم کم بیاره... تلفنم را هم جواب نداد. حبیبی را رساندم و رفتم پیش حسین خرمی در مسیر بنزین کم آوردم و بعد ساختمان آموزش وزارت کار ولی الله مومنی هم بود و رفتیم باشگاه سازمان کلی خندیدیم . جداً مردان بزرگ بچه های هستند که قد کشیده اند!
شب خانه و بعد خونه...
شکر...
