2/2/1391
شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱نماز استراحت زدن ریش و حمام و راهی شدم....خورم نسب آمد راهی شدم اداره تر خیص موتور در خلیج و بعد نامه و بعد اتو بان و گرفتن موتور بیچاره موتورم دلم براش سوخت چه خبر بود... راهی خانه شدم . بعد هم سری به پاسگاه زدم شکر خدا کار تمام شد و بعد خانه نهار و استراحت .
عصر باخرم نسب رفتیم ستاد و دیدن حسن مستفوی و دوستان دیگر شب هم فر ستی شد تا با خرم نسب حرف بزنم در خصوص رفتارش خودش می خواست .از همه تلفن می گرفت و از خانم بازی هاش در ژاپن می گفت.
شب هم خونه...
