4/2/1391
دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱نماز و کار ...راهی شدم و با محمد جواد رفتیم مدرسش و من رفتم اصلح محمات دنبال کار خودم .باز سف و عجب کار بود .با آقایی ارمنی که اهل شکار بود هم آشنا شدم و از هر دری صحبت کردیم یکی هم آمد که اهل شکار بود از وضع طبیعت و زیست محیتی کشور صحبت کردیم که متاسفانه مثل همه چیز جای حرف داشت.
نماز را همانجا خواندم و راهی ستاد شدم اتاق مثل اولش شده بود و نهار را دیر آوردن و لی قاشق نیاوردن . من راهی نهار خوردم و راهی شدم وزارت کار دیدن آقای مهندس فرزین و خانم قدرتی هم امد در خصوص درسش سئول کرد و بعد راهی شد من با مهندس در باره کاروان آشتی و همین طور بر گزاری نمایشگاه حرف زدم و راهی خانه شدم خیلی بد شده خیابان ها همه یک طرفه و یا بسته هستند . سری به احمد موتور ساز زدم و بعد خانه . شب هم تیموری زنگ زد و حرف زدیم .
شب خونه...
