5/2/1391
سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱نماز و کار و راهی شدم .بانک پاسار گاد و بعداز گرفتن دست چک و کارت راهی پست شدم کلی حرف زدیم . باز هم فرم پور کردیم و پور اسمائیلی گفت آقای پوروفسور ... قدیم در سپاه پاسداران بوده خندیدم و گفتم من هم بودم دلیل نمی شود گفت میترسم دیگه با او حرف بزنم گفتم نترس بیشتر قدیمی های سپاه که آمدن بیرون اهل فر هنگ و هنر و دنبال کار های خودشان هستن . راهت باش.
نامه هم نداشتم . ارشاد دیدن دوستان دادن هدایایشان . خالقی را هم دیدم وبعد یاور زاده یه بسته کاغذ خریده بود داد به من و من راهی خانه شدم خیلی گرسنه بودم بنزین زدم و بعد خانه نهار و استراحت...
