20/2/1391
چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱نماز استراحت . ریش زدن و حمام و بعد راهی شدم .چاپ خانه متاسفانه نه تنها مجله چاپ نشده بود بلکه متو جه شدم مقداری از کار هایم را بیرون ریخته اند خیلی ناراحت شدم و زدم بیرون . بانک ملی برنامه بودجه و بعد ستاد ساماندهی و دیدن سیاوش و دوستش که دنبال هم فکری برای دوستشان بودن آنها را ادریس معرفی کرده بود ..
ابراهیمی و حرف زدن با او و بعد خانم میرزایی و مصاحبه با او در خصوص بوستان کوهنورد و دادن شعری که در این خصوص سروده بودم . شکر خدا خوب شده بود...
بعد هم راهی شدم . چاپ خانه مجله حاضر نبود رفتم خانه و بعد از رسیدگی به کار ها رفتم خونه. باز هم همان حال و شب فرا رسید .
عصر در خانه علی شرغی آمد که آگهی بدهد او که بار ها زنش را کتک زده بود درد دلش باز شد و کلی حرف زدیم . به فکر من افتاد کولپ مردان را بسازم و با دوستان گرد هم جمع شویم .
شب خونه...
