23/2/1391

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۱
شنبه

 نماز و بعد استراحت و بعد راهی محمد جواد را رساندم و اداره مخابرات هم رفتیم. خانه شدم و  کار...نوشتن و نوشتن ..عصر هم به همراه فاطمه و محمد یوسف و مادرش و آقای محمد پرمه رفتیم سالن امیرالمومنین در منطقه 22 شهر داری برای اجراء برنامه و جشن میلاد حضرت زهرا(س) شکر خوب بود و لی  حسن مصطفوی نمی توانست جمع کند و آخر من دیدم که خیلی ها ناراضی خواهند شد  ناچار با عنایت به اینکه از قبل پیش بینی کرده بودم از آنها تقدیر کردم و خاطر نشان شدم که این ها از برکت تلاش ماست و ...شاید فر صتی بود که گوش خیلی ها بویژه خود آیدین و حسن را بکشم که یادشان نرود زیر سایه ما حرکت می کنند و ما نیز زیر سایه لطف حضرت حق هستیم .

خوب بود مسیج شاه آبادی و خیلی های دیگر مثل دکتر محمدی هم از مجلس بود . برای همین لازم بود که من حرف بزنم . مو سیقی های خوبی هم پخش شد از جمله آذری  که جالب بود عمو نیکی هم بر نامه اش قشنگ بود. شب خوبی بود شکر خدا .

اما در خصوص لوح تقدیر من که به دوستان دادم نشان شیر و خورشید بحث برانگیز شده بود و خیلی ها سئوالشان این بود که چرا شیرو خورشید . که توضیح دادم.شکر.

شب هم تا دیر وقت گفت و گو با فائزه ...

 

اسلایدر