28/2/1391
جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱پنج شنبه
نماز و بعد استراحت و بعد حمام و کار نمی دانستم از کجا شروع کنم . مدام محمد جواد زنگ می زد که پول بده رفتم 15 دادم و 5 مادرش و راهی شدیم .خرید قفل کیف کیفی که 4 خریده بودم قفلش شد 4 بعد خرید گل سینه و واریز 500 به حساب بحجت و خانه خواهرم و دیدن مادرم .خدارو شکر 500 خواهرم داد و حساب دانشگاه الهام تمام شد. 50 دادم مادرم و راهی شدیم خرید کفش و بعد خانه مسیح پور احمد معروف به شاه آبادی.گفت گو و مصاحبه از زندان آمریکا و شرایط آن گفت و... من گفتم یه جای کار مشکل است و جای سئوال چرا دولت ایران حامی شما نبود من سیاست های دولت را در خصوص امور خارجه نمی پسندم و توحین به ایرانیان را دال بر بی لیاقتی دولت مردان می دانم . .در هر صورت مصاحبه تمام شد و بازدید از خانه و باشگاه هم بود .شب خونه...
شکر روی موتور خیلی سخته...
