5/4/1391
دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۱نماز استراحت و بعد زدن ریشو رفتن به حمام و راهی شدم ...در مسیر بانک کشاورزی و بانک رفاه و بعد گپی گرفتن و رایت کردن سیدی و رفتن پیش مسعود حیدری در سازمان قرآن ...
راهی خانه شدم و بعد از نماز و نهار برای امیر صدرا شروع به ساختن تیر کمان کردم...
ابوئی زنگ زد ۵۵۰ دادم . ۴۰ بر داشت از حساب مادرم و محمدپرمه ۲ به حسابم ریخت .
به دکتر طباطبایی و شمسایی زنگ زدم و در خصوص فیلم حرف زدیم ...شکر.
