12/4/1391
دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۱دوشنبه
نماز و استراحت زدن ریش و بعد حمام و راهی شدم دارو خانه خرید دارو برای مادرم و خودم و خانه و کار...نهار و بعد راهی شدم دفتر تیموری و دیدار با آقای حسین اولیایی و بنان هنر مند خوب بود سپس راهی خونه شدم و لباس عوض کردم و بعد رفتیم خیابان نفت کوچه هفتم و...خوب بود جوریان هم با خواهرش آمده بود ناچار من حرف زدم و سرو تح جر یان را جمع کردیم شکر...
شب خونه و شام و خواب که خیلی خسته بودم...
عصر فر صتی شد تا با آقای تیموری حرف زدم و فهماندم که روشش درست نیست...پزیرفت...
