13/4/1391
سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱سه شنبه
نماز استراحت حمام و رراهی شدم اول دفتر تیموری و دادن باطری به سید. بعد بانک کشاورزی و واریز پول به حسابم و بعد هم خانه و کار. شخصی به نام رضایی از کرج زنگ زد و درخصوص سایت کتاب حرف زد و توضیحاتی دادمش و بعد هم کار...
