17/4/1391

شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱

شنبه

 نماز استراحت زدن ریش و حمام و بعد کار و کار ...آیدین زنگ زد که به جرم آدم ربایی دستگیر شده خندم گرفت گفتم درست می کنم .مرتیکه کسافت...

فرصتی شد تا با نیری حرف بزنم خوب بود .شکر خدا دکتر طباطبایی هم خبر خوش داشت ...

عصر هم راهی شدم دفتر تیموری و فاطمه را هم بردم...شکر...خانمه  بیده آمد و ۵۰۰ هم داد و بعد  سیاه و دوستش رضا خانی در خصوص کار کتابش و  حرف...

 من پنج تا از کتابهایم را دادم به  سیاح برای چاپ مجدد.....................

شب هم خونه..........فاطمه را رساندم خانه و بعد خونه.شکر.

 

اسلایدر