27/4/1391
سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱سه شنبه
نماز و استراحت و بعد حمام و بعد کار و راهی شدیم .دفتر خانم بیده آمد و دوستاش حرف زدیم و بعد هم ابولفضل خورم رود آمد و در خصوص کارش حرف زدیم و راهی شدیم او آموزش پر ورش و من هم بانک کشاورزی و بعد از آنجا چاپ خانه یوسفی نبود راهی خانه شدم نهار استراحت و بعد با محمد جواد رفتیم باز چاپ خانه و دادن ۵۰۰ تومان به یوسفی و بعد هم بازار برای تبلت در مسیر هم خرید کفش شکر .شب خونه...
