30/4/1391
جمعه سی ام تیر ۱۳۹۱جمعه
نماز و دعا و حمام و راهی امامزاده شدم کت و شلوار و کفش و کلاه و مجله ها و ساعت و انگشتر وخلاصه نو نو بودم شکر...
با امینی در خصوص لاتیک ماشین سنگین حرف زدیم و بعد با ابولفضل در باره کارش...
نماز و راهی خانه شدم ...
از دیروز استقبال ماه رمضان رفته ام و روزه هستم .جالب این است که آقایان هنوز دنبال ماه هستند که ببینن!
