31/4/1391

شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱

شنبه

نماز دعا و کار و حمام راستی برق هم رفت که بعد آمد...خلاصه استراحت و کار و بعد رفتم دنبال فاطمه بردمش کلاس  موسیقی با ابولفضل هم در خصوص کاراش حرف زدم و بعد  محمود رضا خانی آمد و در خصوص کتابش حرف زدیم و فرستی شد از تاریخ ایران حرف بزنیم و جر یان سنگ باد گنا بادی که در  خراسان  پسرش را کشتند و  خلاصه کلی حرف زدیم . شب هم خونه.

سید ماشین محمد یوسف را آورد.

 

 

اسلایدر