29/2/1390
پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۰صبح نماز و بعد استراحت و بعد را هی شدیم بازار خرید لوازم و از جمله لباس زیر برای خودم و بعد نهار قیمه کنار خیابان پرسی 1000 تومان و بعد هم دیدن ناصر خاکی راننده تاکسی سبز و خانه و کار شکر.
شب قرار بود بریم منزل محسن میر عابدینی شاگرد قدیمم ولی نشد دلم راضی نبود بویژه بخواطر رفتار سال گزشته محمد جواد که باعث شد کتکش بزنم.
نرفتیم و باد وبود و باران و بعد خونه .
